آنچه تاکمن در این کتاب مورد
توجه قرار داده عامل <بی خردی یا اصرار در کژاندیشی> است که به هیچوجه زمان و
مکان نمی شناسد و در اغلب دولتها اتفاق افتاده است. به عقیده ی مولف کتاب
<انسان در همه ی زمینه ها پیشرفت کرده است اما در سیاست هنوز مانند گذشته عمل
می کند.> به اعتقاد نویسنده بی خردی جزوی از فطرت بشر است و بشر بیشتر از آنکه
به خردمندی گرایش داشته باشد به سست مایگی و بی عقلی گرایش دارد. به عقیده ی
تاکمن اغلب سیاستمداران افرادی عقب مانده هستند که اشتباهات پی در پی مرتکب می
شوند و سیاست هایی اتخاذ می کنند که مخالف مصالح ملی آنان است. آنان اشتباهات
خود را مدام تکرار می کنند و در تکرار اشتباه گوی سبقت را از یکدیگر می ربایند.
<تاریخ بی خردی> در پنج فصل
تنظیم شده است: پیگیری سیاستهای مغایر با منافع خویش، اسب چوبین تروا، پاپ های
رنسانس و جدا شدن پروتستانها، بریتانیا آمریکا را از دست می دهد، آمریکا در
ویتنام به خود خیانت می کند. همچنین مطالب فرعی گوناگون از جمله قتل در کلیسا،
سیکستوس چهارم، الکساندر ششم، پاپ جنجگو، یولیوس دوم، لئوی دهم و تاریخ رم و...
در کتاب آمده است. این کتاب با پانوشتها و توضیحات تکمیلی و چندین تصویر همراه
است.
مصدق و عشایر
سیدحامد
اکبری/ انتشارات نوید شیراز/ 368 صفحه
در حوادث مختلف اجتماعی و
سیاسی، اقلیتهای قومی و مذهبی همواره از نقش تاثیرگذار برخوردار هستند. چه بسا
بسیاری از تصمیم گیریها در سطح ملی متاثر از تحرکاتی باشد که اقلیتهای قومی و
یا مذهبی در ساماندهی آن دخیل هستند. حضور عشایر در نقاط گوناگون ایران از جمله
منطقه ی جنوب همواره ذهن دولتهای داخلی برای حفظ یکپارچگی کشور و حفظ امنیت
داخلی و ذهن دولتهای خارجی را برای کسب امتیاز به خود معطوف کرده است. ایلات و
عشایر جنوب شامل قشقایی، بویراحمد، ممسنی و کهکیلویه هستند. دولت دکتر مصدق با
این عشایر تعاملاتی گسترده داشته است.
کتاب <مصدق و عشایر> به
تاثیرات متقابل نهضت ملی و دولت دکتر مصدق و عشایر جنوب بر یکدیگر می پردازد.
این کتاب از شش فصل تشکیل شده است. در فصل نخست ضمن معرفی عشایر جنوب به ساختار
حیات زیستی و زندگی اجتماعی آنان پرداخته شده است. دوره ی حکمرانی دکتر مصدق بر
ایالت فارس و رابطه ی او با سران عشایر جنوب در فصل دوم مورد توجه قرار گرفته
است.
وقایع سالهای 1326 تا 1329،
شکل گیری نهضت ملی و نقش عشایر جنوب موضوع فصل سوم است. حوادثی که پس از سال
1330 رخ می دهد و نقش عشایر جنوب در این حوادث در فصل چهارم تجزیه و تحلیل می
شود و مشکلاتی که جبهه ی ملی پس از سال 1331 با آن روبه رو می شود و حمایت
عشایر جنوب از دولت دکتر مصدق در فصل پنجم مورد توجه قرار می گیرد. حوادث سال
1332 و کودتای 28 مرداد، سقوط دولت ملی و اقدامات عشایر جنوب پس از وقوع کودتا
موضوع فصل ششم را تشکیل می دهد، علاوه آنکه مجموعه یی از اسناد و عکسهای تاریخی
ضمیمه ی مطالب کتاب شده است.
گاندی و ریشه
های فلسفی عدم خشونت
رامین
جهانبگلو/ ترجمه ی هادی اسماعیل زاده/ نشر نی

مولف این کتاب در پی آن است
که ابعاد فلسفی افکار و اعمال مهاتما گاندی رهبر استقلال هند را برای خوانندگان
خود واکاوی نماید.
محصور کردن افکار و اعمال گاندی در راه استقلال میهن جفا کردن به این انسان
والامنش و اندیشمند است. گاندی در همه ی مدت مبارزاتش به فلسفه ی عدم خشونت
پایبندی عملی نشان داد و تا پای جان از این اندیشه دفاع کرد. رهبر مبارزات
آزادیخواهانه ی مردم هند در جنبه های مختلف اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی از سه
اندیشمند تورو، تولستو و راسکین الهام گرفت و البته تئوریها و فلسفه ی نوین
خودش را با توجه به آنچه الهام گرفته بود ارائه داد. گاندی از آن اندازه تعهد و
پایبندی به اندیشه هایش برخوردار بود که جانش را نیز در راه آنها از دست داد.
وی هنگامی که در اعتصاب غذا به سر می برد به دست یک هندوی افراطی کشته شد.
قضیه از این قرار بود که طرفهای هندو به تعهدات خود در تفاهمنامه شان با
مسلمانان عمل نکرده بودند. گاندی در اعتراض به هم مسلکانش دست به اعتصاب غذا
زد. او جانش را از دست داد تا مخالفانش بتوانند ضمن ابراز عقیده، به حق خودشان
دست یابند.
آزادی مخالف و دستیابی به حقوق مشروع از طریق نافرمانی مدنی و پرهیز از
خشونت از آموزه های مهم گاندی بود. وقتی طرفدارانش به قصد استخراج نمک به سمت
دریاچه ی نمک راهپیمایی کردند می دانستند که سربازان انگلیسی مجهز به اسلحه در
مقابل آنها ایستادگی خواهند کرد، اما پایبندی طرفداران گاندی به فلسفه ی عدم
خشونت گاندی مانع آنان از حمل سلاح شد. آنان همچنانکه در مسیر دریاچه ی نمک پیش
می رفتند توسط سربازان انگلیسی کشته می شدند اما به راه خود ادامه می دادند.
مترجم کتاب با اشاره به مبارزات گاندی برای از میان بردن نابرابریهای
اجتماعی می گوید: گاندی در آغاز اعتراضات خود به مخالفت با سیستم حاکم بر
هندوستان با عنوان کاست پرداخت. این سیستم بر اساس طبقات اجتماعی سامان یافته
بود که طبق آن افراد از طبقه های مختلف اجازه ی مراوده و ازدواج با یکدیگر را
نداشتند. این میان پایین ترین طبقه ی اجتماعی هندوها – نجس ها – خوانده می شدند
که حتی حق ورود و ظاهر شدن در اجتماعات نیز از آنها سلب شده بود. گاندی در
راستای عمل به اندیشه هایش به میان نجس ها رفت و مدتی با آنها زندگی کرد.
نمونه هایی از این دست در زندگی این انسان آزاده فراوان یافته می شود. زندگی وی
موید به تحقق پیوستن جمله ای است که از قول وی بر آرامگاهش نوشته شده است: "زندگی
من پیام من است."