تازه های کتاب در ایران و جهان - بخش نهم - اسفندماه  1387

 نسرين پورهمرنگ

 

 زندگي و مرگ مولف/ گردآوري و تاليف: محمدمهدي لبيبي/ انتشارات افكار

 

 

    رولان بارت از منتقدان ادبي قرن بيستم است كه در سال 1915 در يكي از شهرهاي فرانسه به دنيا آمد. در سال 1918 پدرش در جنگ كشته شد و او با مادرش تنها ماند.

   از آن پس اغلب دچار افسردگي مي شد، وقتي مادرش را نيز از دست داد در اتوبيوگرافي اش نوشت كه ديگر اشتياقي به زندگي ندارد. به  فاصله ي كوتاهي پس از مرگ مادر در 25 فوريه ي 1980 هنگام عبور از خيابان با كاميوني تصادف كرد و از دنيا رفت.

   بارت در جواني به محافل چپ و ماركسيست پيوست, اما پس از مدتي كوتاه از آنها جدا گرديد و به تدريس در موسسه ي مطالعات عالي اجتماعي فرانسه مشغول شد.

   نخستين كتابش با عنوان <صفر نوشتار> در سال 1953 منتشر شد و سپس كتابهاي ديگري با عنوان <ميشله>، <اسطوره شناسي ها>، <درباره راسين>، <مقاله هاي نقادي> و <امپراتوري نشانه ها> را منتشر كرد كه با رويكردي ساخت گرايانه به زبان شناسي و نشانه شناسي توجه مي كند.

   بارت در سالهاي پاياني عمرش با نگارش كتابهايي چون <مرگ مولف>، <از اثر به متن>، <لذت متن> و <نقد و حقيقت> به پساسارختارگرايي روي مي آورد. زبان بارت در اين كتابها پر ابهام و شعرگونه است.

   كتاب <زندگي و مرگ مولف> كه اينك توسط محدمدمهدي لبيبي گردآوري و تاليف شده شرحي است بر نظريه ي مرگ مولف به همراه چند نقد و مقاله ي ديگر.

   بارت در تحليلهايي كه از پديده ها و مظاهر فرهنگي جامعه ي فرانسه ارائه مي دهد مي  كوشد تا از وراي پديده هاي فرهنگي به ساختار نهايي دسترسي پيدا كند. او به خود معاني توجه ندارد بلكه در جست و جوي قاعده هاي معنايي است، يعني به امكاناتي توجه دارد كه زبان براي معنا فراهم مي كند.

   بارت در كتاب <مرگ مولف> به تفسيرپذير بودن متن، نسبي بودن حقيقت، بينامتني بودن خواننده و محدوديتهاي زباني و تفكري انساني مي پردازد.

   اين كتاب كه توسط انتشارات افكار منتشر شده به دو بخش تقسيم شده است: در بخش نخست چند مقاله به قلم چندين صاحبنظر گردآوري شده و در بخش دوم با نگارش چندين مقاله نظريات بارت مورد انتقاد قرار گرفته است.

   به عقيده ي مولف اين كتاب, مي توان از راه پرسش و پاسخ از متن – با وجود همه ي محدويت هايي كه تفكر و زبان انساني دارا است – به هدف مورد نظر نويسنده نزديك شد و اين موضوع مانعي براي فهم انديشه ي ديگران نيست.

 

*

 

 در توفان گل سرخ/ اينگه بورگ باخمن/ ترجمه ي فواد نظيري/ نشر ثالث/ 226 صفحه

   بورگ باخمن شاعر و داستان نويس اتريشي است كه در سال 1926 در اين كشور به دنيا آمد. پس از به پايان رسانيدن تحصيلات دانشگاهي در رشته ي حقوق و فلسفه به نوشتن نمايشنامه هاي راديويي پرداخت و سپس به سرايش شعر روي آورد و مجموعه يي از شعرهاي خود را با نام <زمان مهلت مانده> منتشر كرد. پس از آن <فراخوان خرس بزرگ> را انتشار داد.

   از باخمن در دوره ي حياتش بيش از 15 عنوان كتاب نمايشنامه، شعر و داستان بر جاي مانده است.

   وي در سن 43 سالگي بر اثر سانحه ي آتش سوزي در آپارتمانش جان سپرد. هم اكنون يك جايزه ي ادبي در اتريش به نام <باخمن> نامگذاري شده و برگزار مي شود.

   مجموعه شعر <در توفان گل سرخ> باخمن با ترجمه ي فواد نظيري همينك در ايران منتشر شده  كه 50 شعر از اين شاعر را در خود جاي داده است كه شعرهاي آن از سه مجموعه ي شعر او با نامهاي <زمان مهلت مانده>، <فراخوان خرس بزرگ> و <آخرين اشعار> گلچين شده اند.

   مترجم <در توفان گل سرخ> در مقدمه يي از سختي كارش در ترجمه ي اين اثر سخن گفته و اذعان داشته است كه ترجمه ي شعر به ويژه شعر فلسفي كاري بسيار دشوار است.

   گفتني است پيش از اين از باخمن مجموعه داستاني با نام <جوش كار> با ترجمه ي شهناز نصراللهي در سال 83 در ايران منتشر شده بود.

 

*

 

 سياست در ايران (گروهها، طبقات و نوسازي)

جيمز آلبن بيل/ ترجمه ي علي مرشدي زاد/ نشر اختران/ 280 صفحه

 

   كتاب <سياست در ايران> نخستين بار در سال 1972 منتشر شد و نويسنده با تحليل طبقه ي متوسط در ايران به جايگاه آن در سياست پرداخت.

   آلبن بيل كه پژوهش هايي بسيار در باره ي ايران و خاورميانه انجام داده  در آثار پيشين خود نيز از جمله <عقاب و شير> به تحليل روابط ايران و آمريكا پرداخته است.

   وي ضمن تشريح برنامه ي اصلاحات ارضي در زمان پهلوي دوم آن را به ساختار طبقات در ايران مرتبط مي كند و بدين منظور به بررسي صورتهاي مختلف طبقه هاي اجتماعي در تاريخ گذشته ي ايران مي پردازد.

   كتاب <سياست در ايران> در شش فصل فراهم آمده است: ساختار اجتماعي ايراني – اسلامي/ روشنفكران حرفه اي – ديوان سالار طبقه جديد/ براندازان، از خود بيگانگي نظام ايدئولوژيك/ فن سالاران سياسي نارضايتي از روش كار/ بند و بست چيان: دفاع از نظام شبكه اي/ انقلاب سفيد: سياست حفظ نظام