تازه های کتاب در ایران و جهان - بخش پنجم - آبان ماه  1388

    

                                                نسرین پورهمرنگ

ورق ها، روی میز

آگاتا کریستی/ تنظیم برای صحنه از لزلی داربون/ ترجمه ی مشهود محسنیان و هادی جاودانی/ انتشارات نمایش

   آگاتا مری کلاریسا مشهور به آگاتا کریستی در 15 سپتامبر 1890 در انگلستان به دنیا آمد و در 12 ژانویه 1976 چشم از جهان فرو بست.
   وی با نوشتن دهها رمان جنایی لقب ملکه ی جنایت را به دست آورد و به عنوان یکی از خلاقترین و مبتکرترین نویسندگان ادبیات جنایی شهرتی جهانی به دست آورد.
   وی با نام مستعار ماری وستماکوت چند داستان عاشقانه و رمانتیک نیز نوشته است اما دلیل اصلی شهرت او نوشتن 66 رمان جنایی است که با نام مستعار آگاتا کریستی آنها را به رشته ی تحریر در آورد.
   هرکول پوآرو و خانم مارپل دو اثر بسیار مشهور او هستند که تبدیل به سریالهای تلویزیونی پربیننده در سراسر جهان شدند.
   کریستی با دقت و حوصله به روانکاوی شخصیت های داستانی اش می پردازد و فصل های داستان همچنانکه ورزق می خورند ابعاد جدید ی از شخصیت درونی افراد را برای خوانندگان آشکار می سازند. هر شخصیتی با تواناییها و ضعف هایش در موقعیت اجتماعی که قرار دارد به تصویر کشیده می شود.   کریستی درشخصیت پردازی افراد از میزان هوش و زیرکی آنان، انگیزه های درونی شان و حتی ساختار فیزیکی متناسب با درون غافل نمی ماند.
   کریستی تز آشنایی دارد: < قاتل در میان ماست.> وی بر این نکته تاکید دارد که هر فرد می تواند بالقوه یک مجرم باشد، زیرا هر فرد می تواند در شرایط و موقعیتهای مختلفی که درگیر آن می شود، دل به شیطان ببندد.
   طرحهای داستانی کریستی  معمولا" با یک میهمانی نامتعارف، دعوت از طرف یک غریبه، گرفتار شدن در موقعیتی دشوار برای مثال بر روی یک کشتی در روی اقیانوس و یا تحقق پیشگویی یک افسانه ی قدیمی آغاز می شود. همه ی این موقعیتها آن اندازه از ابهام و جذابیت برخوردار هستند که خواننده ی کتاب یا بیننده ی فیلم و سریال را با خود همراه سازند.
   آثار کریستی از آن اندازه جلوه های نمایشی برخوردار است که همواره برای اقتباس سینمایی مورد توجه فیلمسازان بوده و در هر سه حوزه ی سینما، تاتر و تلویزیون مورد اقتباس قرار گرفته اند. از جمله در سینما می توان از فیلمهای <اتحادیه ی ماجراجویان>، <شاهد>، <لرد ادگار می میرد> و <دیگر هیچکس آنجا نبود> نام برد.
   مجموعه های تلویزیونی <شرکای جرم>، <قتل با آیینه ها>، <یک قتل از پیش اعلام شده>، <هرکول پوآور> و <خانم مارپل> نیز جملگی از آثار کریستی اقتباس شده اند.
   همچنین <قهوه سیاه>، <ده سیاه کوچولو>، <ملاقات با مرگ>، <شاهد برای تعقیب>، <مرگ روی نیل> و <تارعنکبوت> از جمله آثار نمایشی اقتباس شده از رمانهای آگاتا کریستی هستند.
   <ورق ها روی میز>  یکی از آثار کریستی است که لزلی داربون آن را به صورت نمایشنامه تنظیم کرده است. این کتاب علاوه بر این نمایشنامه دارای دو مقاله است که آثار آگاتا کریستی را از جنبه های مختلف مورد بررسی قرار می دهد.

 

نیچه در برابر واگنر
فردریش نیچه/ ترجمه ی فانوس بهادروند/ انتشارات عمران/ 134 صفحه

   فردریش نیچه فیلسوف پرآوازه یی که در همان آغازین سال قرن بیستم (1900) درگذشت تا آرا و اندیشه هایش در کشاکش جنگها و آشوبهای اجتماعی این قرن؛ هر یک به گونه یی تعبیر و تفسیر شوند.
   نیچه به چندین مولفه دلبستگی عمیق از خود نشان داد: جهان یونان و روم کهن، فلسفه ی معاصر، فلسفه ی شوپنهاور، موسیقی و البته موسیقی واگنر.
   دوستی اوبا ریچارد واگنر در دوره ی تدریسش در دانشگاه بازل به اوج رسید. از نظر نیچه، واگنر نه تنها موسیقیدانی ممتاز بلکه فرهیخته یی بود که توانایی پیشگویی داشت. وجود واگنر می توانست این موضوع را که نبوغ حقیقی مستقل از مکان  و زمان است را اثبات کند. دشمنی واگنر با ایمان مسیحی تاثیری عمیق بر نیچه ی جوان بر جای گذاشت. این تاثیرپذیری را در آثار نیچه به ویژه <دجال> می توان به خوبی مشاهده کرد.
   واگنر مسیحیت را فرهنگ بیگانه یی می دانست که ریشه در یهودیت و اعتقادات شرقی دارد و با فرهنگ آلمانی بیگانه است. از نظر واگنر آنچه مسیحیت تا به آن زمان به بار آورده بود ریاکاری و نفی اراده ی معطوف به قدرت بود که در ادامه ی روند خود به ناتوانی شرم آور و تعطیل غایی حیات می انجامد.
  اما دوستی نیچه با واگنر تداوم نیافت و این دو سرانجام در مقابل هم قرار گرفتند. نیچه در کتابی که به انتقاد از واگنر می نویسد به روانکاوی شخصیت او می پردازد و واگنر را مورد سرزنش قرار می دهد.   وی در بخشی از کتاب خود می نویسد: <همواره از خود پرسیده ام که آیا در ژرفای وجودم به سخت ترین سالهای زندگی ام بسیار بیشتر از دیگر سالها مدیون نیستم. آنچه ندای درونم از وجودم برخاسته و آنچه ضروری است اگر از بلا و در پرتو دوراندیشی اقتصادی نگریسته شود سودمند نیز هست که نه تنها انسان باید آن را تاب آورد بلکه باید به آن عشق بورزد.>
    بر خلاف سوء استفاده یی که بعدها حزب نازیسم از اندیشه های او به عمل آورد، نیچه نظر مساعدی به برتری نژادی نداشت و نژادهای دیگر را بسیار محترم می شمرد. از قضا ضد سامی بودن واگنر از دلایل جدایی این دو نابغه بوده است . در واقع او آلمانی ها را جزو آمیخته ترین اقوام می شمرد و ناسیونالیسم  و تحقیر نژادی را رد و انکار می کرد.
   در کتاب <نیچه در برابر واگنر> می توان از دلایل جدایی این دو نابغه که زمانی دوست و همنشین شیفته یی نسبت به یکدیگر بودند نکاتی عمیق را دریافت کرد.

 تو هیچ گپ نزن(مجموعه داستان

محمدحسین محمدی/ نشر چشمه

   محمدحسین محمدی داستان نویس افغانی است که پیش از این چند اثر داستانی از جمله <انجیرهای سرخ مزار> از وی در ایران منتشر شده بود. <تو هیچ گپ نزن> مجموعه یی جدید است که حاوی 9 داستان کوتاه می باشد.
   در این داستانها فرهنگ و آداب و رسوم مردم افغانستان در گذار جنگهای داخلی قبل و پس از حضور جنگجویان طالبان به تصویر کشیده شده است.
   محمدی درباره ی ویژگیهای این مجموعه داستان چنین توضیح داده که در هفت داستان  از 9 داستان کوتاه این کتاب به جنگها و اوضاع داخلی افغانستان پرداخته شده و پنج داستان این مجموعه نیز جزو کارهای قدیمی و مربوط به دوران قبل و بعد از حکومت طالبان است.
   وی همچنین افزوده است: <در برخی داستانها نیز توجه به آداب و رسوم افغانی و گویش ها و نگرش ها مد نظر بوده است. مثلا" در داستان <چلی> که به معنی <شاگرد ملا> است، به این موضوع و رسوم مربوط پرداخته شده است.>
   به گفته ی محمدی <در برخی داستانهای این مجموعه مانند داستان "هشت نفر بودیم که پا نداشتیم" با به کارگیری تکنیکهای روایی متفاوت، تجربه ی خاصی را به لحاظ فرمهای زبانی در نوشتن داستان کوتاه داشتم. یا مثلا"  "رانا" جزو اولین کارهایم در داستان نویسی است که درباره ی عشق  یک  پسر بچه به یک زن است و نسبت به بقیه ی داستانها موضوع و درونمایه متفاوت تری دارد.> از دیگر عنوانهای داستانهای این مجموعه می توان به داستانی به نام وطن، پروانه ها و چادرهای سفید، مزرعه ی آفتاب و رانا اشاره کرد.